چگونه دلار دُردانه و بین المللی شد!؟

سال ۱۹۴۴ بود، خاکستر آتش جنگ جهانی دوم بر زمین خسبیده بود و دود و دَم آن اروپا را آغشته کرده بود و لاشخوران جهانی، با چنگ و دندان بر همدیگر چنگال انداخته بودند، که ضرورت وجود یک نظام مالی منسجم و مستحکم توسط آمریکایی ها مطرح شد و بریتانیا از آن استقبال کرد.

دولت فخیمه انگلیس اقتصاددان برجسته آقای “کینز” و آمریکا برگ آس و مغز متفکر خود “دکستر وایت” را به مذاکره نشاندند. سپس طرحی پیشنهاد شد و مورد تصویب همگان قرار گرفت که به آن گردهمایی “نیوهمپشایر” می گفتند، و این سرآغازی بود برای تشکیل صندوق بین المللی پول و بانک جهانی در سال ۱۹۴۴٫

 

Read more ...

جهان با بوش و چینی چه خواهد کرد؟ 

غروب سپیده تاریخ

در یکی از روزهای سرد پاییزی سال ۱۹۷۲ در شهر واشنگتن، نیکسون از انتخاب خود به ریاست جمهوری به وجد آمده بود و با معاون خود  جرالد فورد بر سر مسایل جهانی به مباحثه نشسته بود. از یکسال پیش، جرج بوش (پدر) بسیار تلاش کرد که نقش فورد را ازآن خود کند و نایب الرئیس جمهوری آمریکا شود. نیکسون یک ایدئولوگ و یک سیاستمدار صاحب نظر بود. جرج بوش (پدر) سیاستمداری دقیق و پرکار و خونسرد بود که با آرامش فقط به فکر حفظ منافع سرزمینش بود. جرالد فورد سیاستمدار ساده ای بود که به قول  لیندون جانسون: “جرالد فورد آن قدر کودن است که نمی تواند هم راه برود و هم آدامس بجود.”

 

Read more ...

کندوکاوی گذرا بر وضعیت خانواده فرخزادها

به انگیزه سالروز درگذشت فروغ فرخزاد 

پیچک های امین الدوله و جناب سرهنگ فرخزاد

سردار سپه بعد از به قدرت رسیدن، به علت حرص وافری که به گردآوری زمین و ملک داشت، املاک زیادی از مناطق اطراف زادگاهش را در تصاحب خود قرار داد که برای اداره و مدیریت آن به تشکیلات وسیع محتاج بود، بنابر این فرماندهان خشن و مدبری را در راس سرپرستی این املاک گذاشت. مدیریت املاک رضاشاه، در نوشهر به عهده افسر خشنی گذاشته شد به نام “سرهنگ محمد فرخ زاد” افسری سنگدل، مدیر، مدبر، بی رحم و خسیس.

 

Read more ...

 

آیا تاریک اندیشان مشروعیت سیاسی پیدا می کنند؟

هموطن گرامی به نام آقای علی امیری یادداشت یا نقد کوتاهی بر مطالب نوشته شده در ارتباط با مقاله “نوار غزه ـ حماس ـ رژیم تهران” ذکر کرده اند که پاسخ به چند نکته آن ضرورت دارد.

جنگ ۲۲ روزه نوار غزه، مبارزه بین دو جریان بود و هست. یک طرف قضیه اسرائیل تجاوزگر و وابسته به آمریکا بود که از سال ۱۹۴۸ نسل ما و قبل از ما خواندند و نوشتند و گفتند که اسرائیل جنایتکار است، متجاوز است و غیره… و هزارها هزار صفحه در ۶۰ سال اخیر رقم زنی شده است، میلیونها نفر در خیابانهای لندن و پاریس و تهران و تورنتو شعار “مرگ باد و زنده باد” سر دادند و این حکایت، حکایت اوایل ژانویه ۲۰۰۹ نیست، این قصه سر دراز دارد و از ۱۹۴۸ آغاز شده است. اما طرف دیگر دعوا و مرافعه، حماس است، که به قول ایشان، من “به تحقیر و توهین حماس” پرداخته ام و دلیل این برخورد به حماس را از این زاویه دیده و پرداخته اند که “به دلیل نارضایی از حکومت ایران” می باشد و “چون حکومت ایران با حماس رابطه دارد”. در مورد رژیم تجاوزگر اسرائیل فراوان گفته ایم و گفته اند، آیا در مورد حماس به حد کفایت روشنگری شده است؟

Read more ...

خط امام در قتلگاه امام

از یاخچی آباد تا نازی آباد

سعید حجاریان و عباس عبدی در نازی آباد هم محله و هم مدرسه بودند. شیفته شریعتی بودند و جوانی ناکرده، در سال قبل از انقلاب، به آموزگاری پرداختند و برای جوانان و نوجوانان از در رهبری درآمدند. حلقه نازی آباد را تشکیل دادند، پاره ای از اعضای حلقه از یاخچی آباد و امامزاده یحیی بدان پیوسته بودند. اکبر گنجی و عمادالدین باقی از این تبار بودند و در حلقه نازی آباد موقعیتی برای خود ساخته بودند.

 

Read more ...

“لاریجانی”ها مردانی برای تمام فصول

به نعل زنان و به میخ کوبان

از مافیای خانواده های پرقدرت در ایران، آقازاده های آیت الله میرزا هاشم آملی لاریجانی در ۳۰ سال گذشته، مردان همیشه در صحنه بوده اند، گاهی همچون راسپوتین در سایه و حاشیه می ماندند و پاره ای اوقات، تصویر آنان خودنمایی می کرد.

برادران لاریجانی، بازی بزرگان را در بیت ابوی میرزا هاشم آملی، به خوبی آموخته اند، و مردانی هستند برای تمام فصول، می دانند که چگونه باید نان یزید را خورد و مدح عمر را کرد. می توانند نماز صبح را پشت سر علی بخوانند و شباهنگام بر سفره معاویه لقمه بگیرند. در صورت ضرورت، در اوایل انقلاب سر قبر دکتر مصدق می رفتند و یک فاتحه آبکی می خواندند و شامگاه در راه بازگشت به خانه با نوحه های برادر حاج آهنگران در مزار مطهر به سر و رویشان می کوبیدند. آقازاده های میرزا هاشم آملی، از همان ابتدا سوراخ دعا را یافتند؛ به دستبوس آقا می رفتند و دو زانو می نشستند و تسبیح شاه مقصود ی را می گرداندند تا دل حضرات را به دست آورند.

Read more ...

سناریوی اعتراف گیرندگان و اعتراف شوندگان

من اعتراف می کنم

اوایل اردیبهشت سال ۱۳۶۱ بود که پیرمردی با ریش انبوه در تلویزیون حکومت اسلامی حضور به هم رسانید و در مقابل آیت الله ری شهری، اعتراف کرد که قصد براندازی داشته است و طلب عفو و بخشش از درگاه امام امت کرد. طرفداران وی در آذربایجان به این سناریو خندیدند و باور نکردند و خشمگینانه هوار سر دادند که آیت الله کاظم شریعتمداری مجتهد بزرگشان (بزرگ ترین مجتهد آنزمان) را چیزخور کرده اند و حزب خلق مسلمان آتش خشم خود را در سکوت تحمیلی، تحمل کرد.

Read more ...

حکومت اسلامی مشروعیت خود را از خدا می گیرد نه از مردم

هاشمی، این بار، ابهام گویی را به کنار گذاشت و شفاف صحبت کرد. او اعلام بحران کرد و پیام آخرین خود را به خامنه ای داد، از منبر نماز، به عنوان خطیب، خطبه ی نگرانی خود را از واژگون شدن ولایت فقیه بیان کرد، به خامنه ای گفت که جنبش اعتراضی مردم آنقدر عمیق و وسیع هست که اگر دست از حمایت دولت نظامی ـ امنیتی برنداری، نه تو مانی و نه من.

 

 

Read more ...

جنایات و مکافات تاریک اندیشان

علی خامنه ای، محمود احمدی نژاد، مجتبی خامنه ای، مصباح یزدی و همکارانشان تبهکارانی هستند که ایران را به نابودی کشاندند و ایرانی را در کنار صخره خون جمجمه اش را شکافتند و در گورستانها حفره ای از استخوانهای خون آلودش را انباشته کردند. و در روی جدار ظلمت، صدای فریاد میلیونها انسان را به گوش جهانیان رساندند. و این باور ده ها میلیون ایرانی و صدها میلیون انسان در جهان می باشد. و این ستیز چند ده هزار تاریک اندیش و تبهکار با چند ده میلیون انسانهای شریفی ست که به گروگان گرفته شده اند.

 

 

Read more ...

سناریوی انتخابات در حکومت ولایت مطلقه فقیه

۳۰ سال پیش در ۱۲ فروردین ۱۳۵۸ که اکثریت مردم با ذوق زدگی ناشی از پیروزی تکانه بهمن ۵۷، به حکومت اسلامی، مشروعیت دادند، هرگز به پیش نویس قانون اساسی شریعتمداران نظری نیانداختند که “میزان رای مردم است تا آنجا که ولی فقیه صلاح بداند” و پی آمد آن قانون اساسی کذایی و رهبریت ولایت مطلقه فقاهتی، به کودتای فقاهتی ـ امنیتی ۲۲ خرداد انجامید. براساس وظایفی که قوانین حکومت اسلامی برای ولی فقیه بنهاده است و مصلحت نظام را مطلقا در اختیار وی گذاشته است، اگر ۴۰ میلیون به احمدی نژاد و دولت نظامی ـ امنیتی وی “نه” بگویند، خواسته مطلق ولی فقیه حرف آخر را خواهد زد، و شعور و رای یکایک ۴۰ میلیون ایرانی اندک

بهایی نخواهد داشت.

Read more ...

کودتاگران سوراخ دعا را گم کردند
کودتاگران بر این توهم بودند که میرحسین می خواهد یک “انقلاب مخملی” ابداع کند و با یاری یاران نااستوارش و شعارهای رفرم گونه اش، ید و بیضای حکومت نظامی ـ امنیتی اسلامی را سست کند و ولایت را بی اعتبار کند، اما این تصور، توهم کودکانه و نابخردانه ای بیش نبود. میرحسین شاگرد راستین خمینی و ملیجک صادق بهشتی است. در دامن پرگستر اسلام ناب محمدی، چپ سنتی را آموخته و به ولایت معتقد بود و همسو با خط مقام معظم رهبری حرکت می کرد. میرحسین می توانست در زمینه “تدارک چی” رژیم تهران حتی از خاتمی بهتر عمل کند و تعزیه “اصلاح طلبی” را بهتر به نمایش بگذارد.

 

Read more ...